آداب و رسوم بختیاری ها

آداب و رسوم بختیاری ها

 

 

 

 

 

استان چهارمحال و بختیاری با مساحتی بالغ بر كیلومتر مربع در بخش مركزی فلات ایران بین كوههای غرب و جلگه اصفهان قرار گرفته است. این استان از شمال به شهرستان فریدن – از شرق به هرستان نجف آباد- شهر رضا وسمیرم در استان اصفهان و از مغرب به شهرستانهای ایذه و مسجد سلیمان استان خوزستان و از جنوب به كهگیلویه و بویر احمد محدود است.

بر اساس سرشماری سال 1370، این استان دارای 791838 نفر جمعیت بوده كه از این تعداد 68 در صد در روستا ها و 38درصد از شهرها سكونت داشتند اما امروزه بر طبق آمار رشد شهر نشینی بسیار روز افزون بوده است و بیشتر روستائیان به دلائل مختلف به شهرهای این استان مهاجرت كرده اند.

این استان با مساحتی كمتر از یك درصد مساحت كل كشور، پنج درصد كل منابع آبی را دارا می باشد. مردم مشرف این استان چه تركهای مشرف و چه بختیاری های دلیر و شجاع همه از آداب اصیل خویش حفاظت كرده اند و آداب اصیل آنها همچنان بكر و دست نخورده باقیمانده است، شرح آداب اصیل همة مردمان این دیاركاری دشوار است و زمان بسیاری را می طلبد بنابراین به گفت برخی آداب اصیل بختیاری بسنده می كنیم

آداب شكار جوانان بختیاری

سالهاست كه در بین بختیاری ها رسم شكار وجود دارد و هنوز هم پس از گذر سالیان سال به اجرا در می آید. در ایل بختیاری رسم بر این است كه جوانان برومند بختیاریها كه به سن ازدواج رسیده اند قبل از عروسی، برای تهیه گوشت مورد نیاز جهت غذای مراسم شادی به شكار می روند. بر طبق این سنت قدیمی مادر جوان آماده شكار مشغول تهیه نان سنتی می شود، خواهران و دختركان بختیاری مشك می زنند تا جوان شكارچی دوغ تازه و كره محلی را همراه خود ببرد در این بین نامزد جوان شكارچی هم بیكار نمی ماند و مشغول دوختن لباس شكار می شود. در بختیاریها روز شكار، به كمر جوان شكارچی شال شكار می بندند كه معمولاً توسط برادر بزرگتر، دائی یا پدر انجام می شود. جوان باید به كوه كلار برود و بزكل شكار كند بزكل، بز یكشاخی است كه بسیار چالاك و تیز می باشد و شكار آن بسیار سخت است، شكار بز كل افتخار بختیاری ها و دلیل بر شجاعت، رشادت و دلیری آنهاست. جوان توسط افراد فامیل و خویشان بدرقه می شود و راهی شكار می گردد.

بعد از چند روز كه پیروزمندانه به ایل بازگشت مراسم عقد و ازدواج جوان صورت می گیرد و گوشت شكار جهت تهیه غذای عروسی استفاده می شود. رسم شكار سنتی قدیمی است كه ریشه در آداب اصیل بختیاری داردو بسیار دیدنی است.

 

آداب سوگواری بختیاری ها

از آنجا كه مردم بختیاری ذاتاً مردمی مهربان و غمخوار هستند به محض از دست دادن عزیزی ار اقوام، برای دلداری و تسلی خاطر بازماندگان به خانه آنها می روند و با تمام وجود به همدردی و عزاداری می پردازند- بر طبق سنتی قدیمی پیرزنان بختیاری در غم از دست دادن جوانان ترانه ای غم انگیز و سوزناك را به زبان شیرین لری بختیاری زمزمه می كنند و بقیه زنان هم او را همراهی می نمایند این آواز غم انگیز به نام «گاگریو» معروف كه نوای حزن انگیز آن به همراه ساز چپ خبر از روزی غم انگیز دارد. رسم است كه اقوام هم در پرداخت هزینه های مراسم سوم – هفته و چهلم به بازماندگان كمك مالی كرده و تا جائیكه در توان دارند به بازماندگان یاری می رسانند. اگر به سرزمین بختیاری سفر كرده باشید حتماً شیرهای سنگی را بر مزار آنها دیده اید كه بازهم بر طبق آدابی قدیمی بر سر خاك مردان دلیر بختیاری به نشانه دلاوری آنها شیر سنگی را نصب می كنند كه به نام «بردسنگی» معروف می باشد.

آداب مخصوص مردان بختیاری در پوشش

سالهاست كه مردان بختیاری از چوقا كه گاهی هم چوخا نامیده می شود استفاده می كنند كه نوعی عبای دهقانی است و زنان بختیاری با سلیقه خاصی آنرا از پشم سفید طبیعی می بافند و در بافت آن از خطوط عمدی آبی تیره یا مشكی استفاده می كنند، یك قرن پیش یكی از خوانین بختیاری چوقا را به میان مردم بختیاری آورد كه پیرزنی از توابع لرستان به او هدیه داده بود و پس از آن پوشیدن چوقا در بین مردمان بختیاری متداول شد.

مادة اولیه چوقا پشم است كه زنان بختیاری آن را به گونه ای نازك و ظریف می ریسند و روی دستگاههای ساده بافت، نواری با عرض حدود 50 تا70 سانتیمتر و طول 5/2 متر می بافند كه این نوار از دو قسمت مساوی و متفاوت تشكیل می شود. قسمت بالا را «تهده نشقه» و قسمت پایین آنرا «تهده ساده» می نامند. بلندی چوقا حدوداً تا سر زانو می رسد و جلوی آن كاملاً باز است در حال حاضر بهترین نوع چوقا توسط زنان طایفة «كیارسی» بافته می شود. بافت یك چوقا حدود 20 تا30 روز طول می كشد.


شلوار دبیت هم از دیگر اجزا لباسهای محلی مردان بختیاری است شلواری بسیار گشاد از جنس دبیت سیاه رنگ كه در دوخت آن5/2 متر پارچه استفاده می شودو خیاطان محلی آنرا به صورت كیسه ای دولنگه می دوزند كه در بالای آن سه راه كش دارد و 3متر كش را درآن می كنند.

شال مردان بختیاری به اندازه 8متر از پارچه چلواری سفید است كه به صورت شال در آورده و دور كمر می پیچانند و گره های ریزی برای نمای آن از سر خود همان پارچه درست می كنند. كلاه نمدی هم یكی دیگر از اجزای لباس محلی مردان بختیاری است همینطور گیوه ملكی كه برای پوشش پاها مورد استفاده قرار می دهند.

و اما زنان پر تلاش بختیاری هم از لباسهای محلی زیبایی استفاده می كنند، كه از بهترین پارچه ها دوخته می شوند برای دوخت پیراهن زنان بختیاری 4متر پارچه استفاده می شود كه به صورت مدل چاك دار آنرا می دوزند كه از دو قسمت كمر چاك دارد و پایین آن به صورت كلوشی است. شلوار زنان بختیاری به قدری چین دار د گشاد است كه مثل دامنی به چشم می خورد در دوخت این شلوار 10 متر پارچه استفاده می شود از دیگر لباسهای محلی می توانیم به می نا و لچك و جلیقه و كلجه كه به صورت كت است و از بهترین و از بهترین مخملها درست می شود اشاره كنیم.

ایزابلا بیشوت سفرنامه نویس اروپایی در خصوص آداب لباس پوشیدن بختیاریها در كتاب از بیستون تا زردكوه بختیاری می نویسد:

«معمولاً مردان بختیاری از نوعی پارچه زیركتانی پیرهن می پوشند و از یك پارچه مشكی رنگ شلوار به پا می كنند كه هر پارچه شلوار تقریباً دویاردو بلندی آن تا روی گیوه می رسد. آنان یك عبای قدی هم روی لباس خود می پوشند كه كه به زبان محلی چوخا نام دارد همه بختیاریها یك نوع كلاه غدی به سر می گذاردند كه رنگ آن یا قهوه ای – مشكی و گاهی شیری می باشد.»

آداب عقد و ازدواج در بختیاری

به طور كلی ازدواج در قوم بختیاری رسومی دارد یا به صورت ناف بران كه دختر و پسر را از همان كودكی برای هم نامبر می كنند و وقتی به سن ازدواج رسیدند رسم و رسوم نامزدی و عقد را به جا می آورند كه امروزه آداب ناف بران كم رنگ شده، امروزه بستگان داماد برای نامزدی به خانه عروس می روند و رسماً مراسم خواستگاری انجام می شود و مادر داماد روسری زیبایی روی سر عروس خانم می كند كه مانند همان انگشتری نامزدیست و نشانه نامزدی آنان است. خانواده عروس هم نبات و شیرینی را به معنی قبول پیشنهاد به اقوام داماد می دهند، یكی از رسوم قدیمی بختیاریها هنگام ازدواج این است كه دختران نامزد شده شروع به بافتن قالیچه می كنند تاهنگام عروسی همراه خود به خانه داماد ببرند، نوع قالیچه، كیفیت و زیبایی آن حكایت از هنرمندی عروس خانم دارد برای همین دختركان بختیاری سعی می كنند این قالیچه را در نهایت زیباییو خوب ببافند.

یكی دیگر از آداب كهن ازدواج در بختیاری مربوط به شب عروسی است كه اقوام و بستگان داماد پس از صرف شام به خانه عروس خانم می روند و در حین اینكه آئینه و شمعدان آنها به دستان اقوام عروس خانم را با شور و نشاط و هلهله راهی خانه داماد می كنند كه در بیشتر روستاهای بختیاری عروس را سوار بر اسب می كردند و بقیه پیاده به طرف خانه راه می افتادند.در مراسم ازدواج بختیاری ها صدای ساز و دهل- رقص محلی و تركه بازی- خواندن ترانه های شاد آهای گل و دوال آل هم از دیگر آداب اصیل این مراسم است، یكی دیگر از آداب اصیل كه هنوز هم در بعضی دهات بختیاری انجام می شود اینست كه و قتی عروس را به خانه داماد می برند اطرافیان به طور شوخی دستبردی به اثاثیه منزل عروس یا داماد می زنند كه دقت و هوش اقوام طرف مقابل را امتحان می كنند مثلاً وقتی اقوام داماد به دنبال عروس خانم می روند یكی از زنان بستگان داماد لیوان یا سینی و یا گلدانی را از خانه عروس خانم دستبرد می زند، اگر اقوام عروس خانم متوجه نشوند آن شی را با خود می برند و فردای آن روز به خانه عروس می فرستند وقتی عروس به درخانه داماد رسید – آتش بزرگی را فراهم می كنند و عرو.س خانم را چندبار به دور آتش می چرخانند و سپس خونریزی می كنند و سر میش یا بره ای را می برند.

اما فردای شب عروسی مراسم پشت پرده یا پاتختی اجرا می شود به این صورت كه مادر عروس ظرفی از برشتوك و غذاهای تزئین شده و خلعتی را برای عروس و داماد به خانه داماد می فرستند كه همراه این هدایا چند نفر از بستگان عروس هم به خانه عروس و داماد می روند.
 

لرستان و آداب و رسوم اهق حقها

آداب و رسوم اهق حق

از آداب و رسوم ایشان، قربانی کردن و سرسپردن و جوز شکستن و عهد و میثاق بستن و روزه گرفتن است.(خاندانهای شاه ابراهیمی ،میری، یادگاری،شاه ایازی،خاموشی،عالی قلندر ،سید درویشی و چند خاندان دیگر نماز نمی‌خوانند و روزه‌های مرنو و قولطاس را میگیرند)(وبه تازگی بعضی از خاندانهای آتشبیگی نماز می‌‌خوانند ) محل اجتماع ایشان «جمخانه‏» است که مخفف "جمع خانه" می‏باشد. این اجتماع نباید کمتر از سه تن باشد، شرط شرکت در جمخانه، "مرد بودن", "عاقل" و "بالغ" بودن، "قصد عبادت داشتن" و "کمربند همت ‏بر کمرداشتن" است که با گفتن "یا علی" در آن عبادتگاه وارد شوند. نماز ایشان به جماعت است، و نماز فرادی درست نیست، عبادت با نواختن طنبور و آلات موسیقی و خواندن سرود و دعاهای مذهبی انجام می‏پذیرد. گاهی هنگام دعا چنان از خود بیخود می‏شوند که خویشتن را بر روی آتش افروخته افکنده و در آن حال جذبه به ایشان صدمه‏ای نمی‏رسد. سرسپردن یعنی سر تسلیم و رضا به درگاه حق فرود آوردن، و در پیش پیر دلیل عهد و میثاق بستن از آئین اهل حق است. هر کودکی اعم از پسر یا دختر باید در نزد پیر دلیل سر بسپرد، از اصول سرسپردن شکستن یک عدد جوز هندی است، و برای شکستن جوز مراسم خاصی در «جمخانه‏» برگزار می‏شود. نذر و نیاز، از واجبات مذهب اهل حق است، که باید در ظرف هفته یا ماه یا فصل یا سال یک بار به جای آورده شود. دیگر از مراسم، قربانی کردن است، که در اصطلاح خود آن را کردار خوانند. قربانی باید از حیوانات نر مانند گاونر یا گوسفند یا خروس باشد که آنها را برای این امر پرورش داده باشند. اهل حق به گرفتن روزه سخت پای بندند، ولی روزه واجب ایشان از سه روز تجاوز نمی‌کند که‌ در زمستان است و پس از آن عید می‌گیرند. دشمنان ایشان برای تحقیر و اهانت، آنان را چراغ سوندران (چراغ‏کشان) و خروس کشان خوانند.

فهرست طایفه‌های لرستان

 

فهرست طایفه‌های لرستان

منطقه کوهستانی لرستان به دلیل داشتن مراتع فراوان و داشتن اقلیم های مختلف از دیرباز از مراکز مورد توجه ایل ها و طایفه های کوچرو بوده است که برای چراندن دامهای خود بین نقاط سردسیر شمال و شرق لرستان و نواحی گرمسیری جنوب و غرب آن در رفت و آمد بوده اند. به استثنای شهرهای تاریخی مانند بروجرد، الشترو خرم آباد که در دوره هایی رونق یافته و به محیطی چند فرهنگی تبدیل شده بودند، زندگی طایفه ای و عشیره ای روش غالب زندگی برای بیشتر ساکنان این منطقه بوده است. به همین روی، ایل ها و تیره های فراوانی از لرها، بخیتیاری ها و لکها در لرستان ساکن شده اند که برخی از آنان بومیان لرستان بوده اند و گروههایی نیز در دوره های مختلف تاریخی به این منطقه کوچیده و یا کوچانیده شده اند.

یکجانشینی عشایر و گسترش زندگی در روستاها و شهرها، باعث دگرگونی در شیوه زندگی مردمان لر شده است. امروزه وابستگی های قومی و طایفه ای کم رنگ تر شده و با مهاجرت های درون استانی و برون استانی، آمیزش با سایر اقوام و نیز با تغییر نامهای خانوادگی، نشانه های وابستگی های طایفه ای در حال رنگ باختن است. فهرست زیر شامل ایلها و طایفه هایی است که در محدوده استان لرستان امروزی زندگی می کنند. برخی طوایف لر، در استان‌های دیگر ایران ساکن هستند که در این فهرست نیامده اند.

  • ۱ ایل ها
  • ۲ ایلها و طایفه های محلی
  • ۳ طایفه های مستقل
  • ۴ سادات
  • ۵ منابع
  • ۶ جستارهای وابسته

     ایل ها

    ایل دلفان: در شمال لرستان و مناطق دلفان (الشتر)، نورآباد و خرم آباد ساکن هستند. طایفه ها و تیره ها: سنجابی، کاکاوند،احمدوند؛ ميروك، ایتوند، فلک الدین، کرمعلی، اولادقبا، شاهیوند


    ایل بالاگریوه در مرکز، جنوب و غرب لرستان و بویژه شهرستان خرم آباد ساکن هستند. aشامل ایلات دیرکوند پاپی ،جودگی و ساکی است ایل دیرکوند شامل 3طایفه مهم میر ،بهاروند و قلاوند و تیرهای وابسته دیگر است الف: میر: طایفه میر بازمانده های میر شاهوردی خان آخرین اتابک لر کوچک حاکم لرستان در زمان صفویه هستند. طایفه میر شامل 11تیره مشخص شامل میراحمد، میرکریم ، میرتقی، میر حسینعلی ،میر آواس ،میر عایخانی ،میر شفیع ،میر نقی، میر مسیم،میررحیم و میر محمدکاظم است خوانین ایل دیرکوند تمام از طایفه میر هستند.

    ّب: بهاروند شامل دو شعبه بنام مرادعلیوند و کردعلیوند است
    ج :قلاوند شامل سه شعبه بنام مهتابوند شادانه وند و میرزاوند

     

     

    • رشنو:شامل دچند تیره و هبسته با ایل دیرکوند است

    ایل جودکی: جودکی شامل دو تیره اصلی آقا میرزایی و آقا رضایی است ایل پاپی: در جنوب خرم آباد و در بخش پاپی این شهرستان ساکن هستند

    ایل هداوند : این ایل یکی از بزرگ‌ترین ایل های استان لرستان است که تا استان همدان و مرکزی نیز گسترش پیدا کرده.هداوند ها ابتدا ساکن شیراز بودند که به دلایلی توسط کریم خان به لرستان امروزی کوچ داده شدند.اینان تنها ایل عشایری هستند که اصالت خود را حفظ کردند چون در سال 1385 یک ایل عشایر در سمنان دیده شد که مانند عشایر آریایی های هزاران سال پیش از میلاد شتر پرورش می دادند که این را می توان یکی از پر افتخارترین وقایع استان لرستان دانست. امروزه هداوندها اکثرا در استان لرستان و بیشتر در شهرستان دورود ساکن هستند، البته دسته ی بزرگی از آنان نیز پس از کوچ های متعدد در ورامین مستقر شدند.

    .


    ایل بیرانوند: ساکن در شرق شهرستان خرم آباد، جنوب غربی شهرستان بروجرد و جنوب شهرستان دلفان. شامل دو طایفه بزرگ آلانیان و دشاینان می شوند


    ایل باجولوند: و یا ایل سگوند دارای ارتباط و ریشه مشترک با ایل بیرانوند هستند. از پنج طایفه لر یاراحمدی ، آروان، دالوند، قائدرحمت و سگوندو    ظایفه معتمدی   تشکیل شده اند که بیشتر در بخش زاغه شهرستان خرم آباد و بخشی نیز در قسمتی از سیلاخور علیا در نزدیکی شهر بروجرد و میان آب دزفول و اطراف شوش ساکن شده اند و گروهی نیز چادرنشین مانده اند

    ایل چگنی: در بخش چگنی شهرستان خرم آباد ساکن هستند.

    ایل کولیوند: نام این ایل از نام جد مردم این ایل،«قلی» که در زبان لکی«کلی Qweli» نیز گفنه می شود، گرفته شده است.این ایل دارای شعبات زیادی از جمله «کرمشه(کرمشاه)»،«اصلانشاه»،«فرخشاه»،«ملکشاه»،«بمارشه»،«تاتکه»،«هابیل»،«آقااحمدعلی»‏‏‏‏‏‏‏  ،«پيريايي»،«سوري»و... است. جمعیت این ایل در شهرستان های: سلسله و دلفان(در لرستان)، دره شهر(در استان ایلام)، ملایر و نهاوند(در استان همدان) ساکن هستند.

    ایل حسنوند: شامل طایفه های دوله شه (دولت شاه)، میه فر، کاکلوند، خوانین، پولا، زیودار و سیاهچوش می شوند

    برخی زندگی عشایری و دامداری دارند مانند طاهروند، مرتضاوند، شهنشهی وند، زرونی و چم داوید. برخی نیز مانند طباطبائی های بروجرد یا جزایری های خرم آباد شهرنشین هستند.

     

    امرائی، سوری، آزادبخت، کوشکی، آدینه وند، گراوند.

  • در سلسله (الشتر): کولیوند و
  • در بروجرد: روزبهانی وطایفه بزرگ سبزعلی
  • در نهاوند : سلگی و خزایی که غالبادرغرب شهرستان نهاوند وبخشهای از استان کرمانشاه ساکن میباشند

    ايل بختياري چهار لنگ: در مناطق دورود، الیگودرز و جنوب خرم آباد رفت و آمد دارند یا ساکن هستند و به گویش بختیاری تکلم می کنند.

    • محمود صالح
    • مميوند
    • کنورسی
    • زلكی (زلقی)

     

     

    طایفه های مستقل

    • رُک رُک
    • گله دار
    • قلائی
    • یوسفوند
    • امیر
    • تیلاوی
    • حیات غیبی
    • لوتی ها
    • سلگی
    • خزایی

     سادات

     

    برخی زندگی عشایری و دامداری دارند مانند طاهروند، مرتضاوند، شهنشهی وند، زرونی و چم داوید. برخی نیز مانند طباطبائی های بروجرد یا جزایری های خرم آباد شهرنشین هستند.

  • مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران

     مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران

    نخستين دودمان فرمانروا در تاريخ اساطيري و حماسي ايران زمين «پيشداديان» بودند. پيشداد به معني «اولين كسي كه قانون آورده است». در شاهنامه فردوسي نخستين پادشاه پيشدادي «گيومرث» (كيومرث) (كيومرس) بود كه در متون اوستايي و باستاني نخستين انسان آريايي و اولين فرمانروا بوده و مطابق متون اساطيري بعد از اسلام نخستين مرد كيومرث و نخستين زن «مرديانه» بود. بعد از او به ترتيب هوشنگ و جمشيد به جهانداري مى رسند. ضحاك تازي بعد از آنكه جمشيد را شكست مى دهد، مدتي بر ايران حكومت مى كند و فرزندان جمشيد را اسير مى نمايد. اما دچار قيام كاوه آهنگر و فريدون مى شود. بعد از زنداني شدن ضحاك در دماوندكوه، فريدون، منوچهر، نوذر، زاب و گرشاسب به فرمانروايي و سرداري مى رسند. بعد از زوال پيشداديان يكي از نوادگان منوچهر به نام كيقباد به كمك رستم قهرمان داستان هاي حماسي ايران، فرمانروايي خاندان كيان را پايه ريزي مى كند.
    كيومرث

    لطفا


    بقیه را در ادامه مطاب ببینید

    ادامه نوشته

    پوشاک مردم لرستان

     

     

    پوشاک سنتی بانوان عشایر لرستان:

    جومه: نوعی پیراهن زنان لرستان که بصورت آزاد , بلند وبدون یقه می‌‌باشد.

    کلنجه: بالاپوش یراق دوزی شده‌ای است که در بسیاری موارد رویه جلوی آن را سکه دوزی وتزیین می‌کنند.

    تره و گل ونی: تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌‌بندند و به لری آن را (ساوه)می‌گویند. تره را در حالت عادی می‌‌بندندو برای شرکت در مراسم وجشن و سور، نوعی از آن را به نام (گل ونی)که رنگین است روی تره می‌‌بندند.


    پوشاک سنتی مردان عشایر لرستان:

    شال: پارچه بلند وسفیدی است به عرض ۹۰-۶۰ سانتیمتر و به طول ۹-۶ متراز جنس چلوار، که آن را چند دور به کمر می‌‌پیچانند و علاوه بر آن در مواقع ضروری ازآن به عنوان کفن، پیچاندن جای زخم ویا طناب از آن استفاده می‌شود.

    ستره:قبای مخصوصی است که اندازه آن تا زیر زانو بوده، بیشتر در مواقع رسمی از آن استفاده می‌شود و از قدیمی‌ترین نوع پوشاک ایران است.

    کلاه نمدی: کلاه مدور بدون لبه‌ای است که ازنمد ساخته شده است.

    کپنک یا فرجی: یک نوع قبای نمدی پشمی محکم است که معمولاً مورد استفاده چوپانان می‌‌باشد.ودر مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده می‌شود, زیرا ترکیب بسیار فشرده‌ای درساخت آن به کار رفته است.

    گیوه: نوعی کفش دست ساز محلی که کف آن چرم و یا پلاستیک ضخیم ومحکمی است که رویه آن به وسیله نخ تابیده بافته می‌شود .

    چوغا:نوعی بالا پوش مردانه ،که بیشتر در منطقه بختیاری لرستان وچهار محال بختیاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.جنس آن از پشم گوسفندو معمولاً توسط زنان بختیاری بافته می‌شود.


     قدم‌خير  نام شيرزني از طايفه قلاوند (ghelavan) يكي از شاخه‌هاي مهم ايل دريكوند در منطقه‌ي بالاگريوه‌ي استان لرستان است عكس قدم‌خير نام شيرزني از طايفه قلاوند يكي از شاخه‌هاي مهم ايل دريكوند در منطقه‌ي بالاگريوه‌ي استان لرستان است

    پوشاك مردان لر

    مردان لر دارای پوشش ساده ای می باشند. جنبه های تزئین آن كمتر می باشد. شلوار آنان به طرح و هیبت شلوارهای كردی است. پیراهن آنان با برش ساده و اغلب به رنگ سفید و گاه رنگین می باشد. قسمت دیگر آن ( ستره ) است كه در طرح های گلدار و شاد برای مراسم شادی و جشن و طرح های ساده با رنگهای كم مایه در انجام مراسم تشریفاتی و عزا بكار می آید. كلاه نمدی ، شال و گیوه نیز از خصوصیات ویژه لباس مردان لری می باشد.

     

     

    پوشاك زنان لر :

    پوشاك زنان لر بنا به موقعیت اجتماعی ، اقتصادی و از طرفی شرایط سنی از ویژگیهای مشخصی برخوردار است. پوشاك زنان جوان لر با پارچه های الوان در رنگها و طرح های شاد با سربندهای زیبا و رنگی می باشد. ( كه البته این تنوع رنگی همراه با تزئینات آن به وضعیت اقتصادی خانواده بستگی دارد.)

     lorestan.jpg

    آثار باستانی و تاریخی

     آثار باستانی و تاریخی

    لرستان جایگاه آثار باستانی و تاریخی فراوانی است که می توان آنها را به سه دوره پیش از تاریخ، دوره ایران باستان و دوره اسلامی تقسیم کرد. یافته های پیش از تاریخ لرستان، بیشتر شامل کنده کاریهای غارها و اشیای مفرغی هستند. به دلیل کوهستانی بودن منطقه، انسانهای اولیه، در مناطق مرکزی و غربی لرستان سکونت یافتند. در این استان، بیش از ۲۵۰ غار و پناهگاه صخره ای وجود دارد که نیمی از آنان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اند. از جلمه غارهای مهم می توان به غارهای یافته و کَلماکره اشاره کرد ..

    از دوره های هخامنشیان و ساسانیان، پلها و دژهای ویران زیادی به جای مانده است. پل دختر و  کشکان و نیز قلعه فلک الافلاک از این دسته اند. گورستانهاو تپه های تاریخی فراوانی در بیشتر مناطق این استان بویژه در دشت سیلاخور وجود دارند که هنوز مورد کاوش باستان شناسی قرار نگرفته اند.

    مسجد ها و امامزاده ها نیز از مهم‌ترین آثار به جای مانده از دوره های پس از اسلام در این منطقه هستند که مسجد جامع و امامزاده جعفراز قدیمی ترین و مهممترین این آثار به حساب می آیند.

    برخی آثار باستانی و تاریخی لرستان به ترتیب شهرستان عبارت‌اند از:

     

     

    • شهرستان پلدختر
      • آسیاب گبری
      • پل دختر
      • پل کلهرت
      • پل گاومیشان
      • غار کلماکره
    • شهرستان خرم آباد
      • پل شاپور   (پیل اشکسه)
      • پل کشکان
      • سنگنوشته
      • قلعه فلک الافلاک
      • گرداب سنگی
      • مناره آجری
    • شهرستان دلفان
      • راه باستانی گاوشمار
      • بقعه حسن گايار
      • مفبره بابا بزرگ
      • شاويسقلی
    • شهرستان دورود
      • پل چالانچولان
      • شهرستان سلسله
        • قلعه مظفری
      • شهرستان کوهدشت
        • غار هومیان
        • قلعه زاغه
        • پل کُر و دِت
        • قلعه کوهزاد
        • شهرستان ازنا
          • امامزاد  قاسم (ازنا)
        • شهرستان الیگودرز
          • غا باستاني  پشتکوه
          • قلعه باجول
          • گورستان تاریخی بزنوید
        • شهرستان بروجرد
          • امامزاده جعفر
          • امامزاده قاسم
          • پل قلعه حاتم
          • زواریجان
          • مسجد جامع
          • مسجد سلطانی