لرستان و  فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین

            لرستان و  فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین 

 

 

منابعی که در مورد حکومت آخرین شاه ساسانی یعنی یزدگرد سوم در دست داریم تمام بر پایه منابع ساسانی  و به خصوص روایاتی است که تاریخ نگاران مسلمان دو یا سه قرن بعد از فروپاشی آن سلسله درباره وی نوشته اند.از این رو آنچه بر یزدگرد سوم و خاندان او پس از دوران پادشاهی اش گذشته است به تنهایی بر اساس این منابع نمی تواند آگاه کننده باشد.مهمترین منبع برای حکومت یزدگرد سوم تاریخ طبری می باشد که بیشتر متوجه فتوحات اعراب مسلمان در آن زمان است.طبری درباره  یزدگرد سوم می نویسد که در زمان برادر کشی شیرویه،او در استخر پنهان شده بود و در سال 632 میلادی در آتشکده آناهیتا تاجگذاری کرد.یزدگرد در زمان به تخت نشستن بیش از 15 یا 16 سال نداشت.چهار سال بعد جنگ قادسیه و چند سال بعد از آن جنگ نهاوند،باعث شکست کامل ساسانیان در ایرانشهر شد.در زمانی که گروهی از ایرانیان در مقابل اعراب در نواحی مختلف ایستادگی می کردند و کم کم معلوم می شد که دیگر نمی توان با مهاجمین جنگید،مدارکی وجود دارد که نشان می دهد خاندان ساسان همراه با گروه کثیری از ایرانیان به چین رفتند و با کمک فغفور چین برای آزاد کردن ایرانشهر سعی نمودند.یزدگرد سوم در سال 651 در شرق ایران کشته شد.کشته شدن او به صورت داستانی بازگو شده است که توسط آسیابانی به قتل رسید اما به نظر می رسد که روایت ثعالبی در این که سواران ماهویه به دستور او این شاه را یافتند و یزدگرد را در همان جا با طناب خفه کردند موثق تر می نماید.اما وی قبل از این فاجعه سعی بسیار کرد تا با کمک فغفور چین و قوای تازه،ایران را آزاد سازد.از این زمان است که منابع چینی به خصوص تاریخهای تانگ به ما در این باره کمک می کنند.دو کتاب تاریخی مهم وجود دارد یکی تاریخ جدید تانگ است و دیگری تاریخ قدیم تانگ.با این که دو کتاب با یکدیگر  تفاوتهایی دارند،روایت آزاد ساختن ایرانشهر در آن وجود دارد.این متون را شاوانز نزدیک به یک قرن پیش به زبان فرانسه  ترجمه کرده است.به علاوه مدارک جدیدتری توسط تاریخدانان چینی ارائه شده است که به اطلاعات ما در این مورد می افزاید.همچنین چین شناس ایتالیایی، فُرته مطالعات گرانبهایی درباره تاریخ این دوره ارائه داده است که به آن توجه خواهیم کرد.یزدگرد در سال 638 یک گروه را به رهبری  مرزبان به چین فرستاد تا از آن دولت کمک بگیرد.فُرته نشان داده  است که تاریخ این سفر باید 647 باشد ولی قبل از آن زمان نیز در سال 639 یزدگرد گروه دیگری را به آنجا فرستاده بوده است.در میان این گروه دو پسر و سه دختر یزدگرد نیز بودند.در سال658 پیروزیکی از پسران یزدگرد از فغفور چین به نام گازنگ(649-683) کمک خواست.پیروز توانست با کمک چینیان در سال 658 دولت پارسی ایرانی را با پایتخت زرنگ به وجود بیاورد.این فرصت برای حکومت پیروز همزمان بود با خبر آزاد شدن سیستان از زیر سلطه اعراب.بین سالهای 658 و 663 حکومت دوم ساسانی در سیستان برپا شد.شاید به همین دلیل است که سکه های بسیاری از یزدگرد برای سال بیستم پادشاهی وی(650/651) با ضرب سیستان وجود دارد که به نظر سکه شناسان پس از سال 651 و مرگ یزدگرد ضرب شده اند.این امر ممکن است به آن معنی باشد که پیروز همچنان سکه های ساسانی را به نام پدرش ضرب می کرده است و این،خود نمودار حقانیت آن خاندان و حکومت پیروز در شرق ایرانشهر بوده است

لرستان بعد از اسلام

لرستان بعد از اسلام

همانگونه كه اشاره شد ، اعراب مسلمان در نيمه نخست قرن اول هجري امپراتوري ساساني را منقرض ساخته و تمامي نواحي آن منجمله لرستان را به تصرف در آوردند . پيروزي اعراب مسلمان تاثير ژرفي در فرهنگ مردم لر ستان و ديگر نواحي نهاد زيرا مردم با پذيرش آيين اسلام بخشي از فرهنگ باستاني نياكان خود را به فراموشي سپردند . با اين حال توانستند نه تنها زبان بلكه بسياري از جنبه هاي فرهنگ كهن را زنده نگهدارند .

 

طي دو قرن ونيم از نيمه اول قرن يكم تا اواخر قرن سوم هجري استانهاي لرستان و ايلام كنوني مستقيما زير نظر خلفا اداره مي شدو خراج آنها به حكام كوفه پرداخت مي شد .از قرن سوم هجري به بعد ،با روي كار آمدن حكومتهاي محلي در غرب ايران منجمله دولت شيعي مذهب آل بويه لرستان تحت تابعيت حكومت مزبور قرار گرفت و از نفوذ خلفا كاسته شد .

 

 در فاصله سالهاي 348 تا 406 هجري يعني نزديك به نيم قرن در درون قلمرو آل بويه ،لرستان به تصرف دودماني از كردان ،معروف به ((برزيكاني ))در آمد كه در تاريخ به ((آل حسنويه)) شهرت يافته اند . موسس اين سلسله حسنويه بن حسين برزيكاني بود كه قسمت عمده كردستان ،كرمانشاه و همدان را تحت كنترل داشت . بعد از وي پسرش ((بدر ))جانشين وي شد . او لرستان را نيز ضميمه قلمرو خود ساخته و شهر شاپور خواست (خرم آباد )و دژ مشهور آن (قلعه فلك الافلاك ) را پايتخت و مركز حكمراني خود قرار داد. بدر در آباداني و عمران لرستان كوشيد و به ساخت ابنيه عام المنفعه همت گماشت .

 

طولي نكشيد كه او بزرگترين امير غرب ايران گرديد و مورد توجه سلاطين آل بويه و خليفه عباسي واقع شد و از طرف خليفه عباسي به ((ناصر الدوله)) ملقب گرديد .سالهاي پاياني زندگاني بدر در نزاع و كشمكش با پسرش ((هلال ))سپري شد بطوري كه بارها موجبات دخالت آل بويه را فراهم آورد و شهر شاپور خواست چندين بار به تاراج رفت. اين سلسله سرانجام به سال 406 هجري توسط آل بويه منقرض گرديد.

 

پس از انقراض سلسله آل حسنويه مدت كوتاهي لرستان زير فرمان خاندان كاكويه كه شعبه اي از آل بويه بودند قرار گرفت . در نيمه نخست قرن پنجم هجري تركان سلجوقي به ايران يورش آوردند و در اندك زماني شرق و غرب ايران را در نور ديدند و به حاكميت غزنويان و آل بويه بر ايران خاتمه دادند . لرستان در سال 435 هجري به تصرف ((ابراهيم ينال )) برادر طغرل سلجوقي درآمد . ابراهيم ينال شهر شاپور خواست (خرم آباد ) را به محاصره در آورد و علي رغم دفاع شجاعانه مردم آن شهر ، او موفق گرديد شهر را اشغال نموده و كشتار و ويراني فراواني به بار آورد و مرتكب انواع جنايات گردد. بدين ترتيب لرستان تحت سيطره تركان سلجوقي درآمد و جزئي از امپراطوري آنان شد .

 

در دوره سلجوقي دودماني از تركان سلجوقي موسوم به ((برسقيان ))بر لرستان حاكميت يافت . برسقيان از حكام و عمال موثر و مشهور روزگار سلاجقه بودند . مركز حكمراني آنان شهر شاپور خواست و الشتر بوده است . هم اكنون يك سنگ نوشته به تاريخ 513 هجري مربوط به امير اسفهسالار كبير ، ابوسعيد برسق بن برسق در شهر خرم آباد و چند سنگ قبر از اين دودمان در شهر الشتر وجود دارد كه ياد آور حاكميت اين خاندان بر لرستان است سلسله برسقي سرانجام پس از روي كار آمدن اتابكان لر كوچك بر افتاد و به خارج از لرستان رانده شدند.

لرستان در دوران ماد ،هخامنشي ،سلوكي ،و اشكاني

لرستان در دوران ماد ،هخامنشي ،سلوكي ،و اشكاني

كاسيها در دوران حكومتهاي ماد و هخامنشي همچنان استقلال و اقتدار خويش را حفظ نموده و شاهان هخامنشي كه ميخواستند جهت لشگركشي به ساير نقاط سپاهي را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روساي اين قوم باج بپردازند .اسكندر مقدوني هم در هجوم به ايران چون اين طايفه را مطيع نميديد، با قوايي عظيم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسليم كرد .ولي پس از مرگ اسكندر دوباره آزادي خود را باز يافتند .

 

بطور كلي راجع به نفوذ و فرمانروايي مادها و هخامنشيان در لرستان اطلاع زيادي در دست نيست ، ولي سكه هايي از سلوكيه ها و آثار قلعه ها و قبور و تپه ها و چند معبد مهر پرستي از دوره اشكانيان به جا مانده است كه شاخص آنها سكه هايي به دست آمده از اين آثار است ، از آن جمله ميتوان به غار (كوگو ) Kogo  وقبور اشكاني در دهكده (چمشك) chameshk  و ستون سر ستونهاي سنگي از دهستان (تشكن)Teshken  واقع در بخش چگني اشاره نمود.

 

لرستان در عهد ساسانيان

لرستان در عهد ساسانيان

لرستان در دوره ساسانيان ، از لحاظ تقسيمات كشوري جزو سرزمين ((پهله ))يا ((پهلو ))محسوب مي شد. يعني سرزميني كه بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .

سرزمين پهله خود به نواحي كوچكتري تقسيم مي گرديد. چنانكه لرستان و منطقه غربي آن يعني پشتكوه (ايلام )را به ترتيب به ((مهرگان كدك ))و ماسبذان ناميده مي شد. اين دو نام تا قرون نخستين اسلامي همچنان به اين نواحي اطلاق مي شد و با تغيير در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده مي شدند . از شهرهاي مشهور منطقه مهرگان كدك يا لرستان عهد ساساني شهرهاي صيمره و شاپور خواست (خرم آباد )را مي توان نام برد. شهر صيمره حاكم نشين منطقه و شاپور خواست كه گفته ميشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهاي آباد و پر رونق دوره ساساني محسوب مي گرديد .

 

آثار و شواهد گوناگون تاريخي حكايت از آن دارد كه لرستان در زمان ساسانيان از عمران و آباداني بسزايي برخوردار بوده است شاهان ساساني توجه خاصي به اين ناحيه مي كردند به طوري كه چند پل عظيم كه از شاهكارهاي معماري به شمار مي آيند ساختند و بر اثر همين توجه شهرهاي آن آباد گرديد و زراعت و صنعتش رونق يافت .

در عهد ساساني لرستان هميشه در دست يك نفر فرماندار بود كه از خاندان معروف مهرگان (مهران ) و يكي از هفت خانواده اي بود كه در تاسيس سلطنت ساسانيان به اردشير بابكان ياري رساندند. آخرين حاكم ساساني لرستان همان هرمزان معروف است كه مقر حكمراني او در شهر صيمره قرار داشت .لرستان در سال 21 هجرت پس از فتح نهاوند به تصرف مسلمين در آمد و هرمزان نيز اسير گشته به نزد عمر در مدينه فرستاده شد و سرانجام در آن جا در گذشت .

 

 

نمایه اسامی ایلیات وطوایف استان لرستان

نمایه اسامی ایلیات وطوایف استان لرستان

این امار براساس کتاب تاریخ لرستان به دست امده

ناگفته نماند بعضی از طوایف فامیلی را عوض کردند

مانند خدائی که از قائد رحمت جدا شده

یادالوندوبیرنوند که از چند طیره تشکیل

شدندکه بعد خدمت سروران

انتشار میشود

دالوند

 

نمایه اسامی ایلیات وطوایف استان لرستان

نمایه اسامی ایلیات وطوایف استان لرستان

۱-اروان

 ۵۵-سنجابی                                 

۲-ازاد بخت ۵۶-سوری    
۳-اینه وند ۵۷-شاهسون
۴-ابراهیم وند ۵۸-شیخه
۵-اسد خانی ۵۹-صادقی
۶-امرایی ۶۰-طولابی
۷اولاد ۶۱-طهماسب
۸-اولاد قباد ۶۲-عالیخانی
۹-ایتوند ۶۳-عبدالعلی
۱۰-ایل بختیاری ۶۴-عبدالله خان
ایناخی ۶۵-عرب
۱۱-بابا خانی ۶۶-عشایر لرستان
۱۲-باجلان ۶۷-علی ابدال خان
۱۳-باجولوند ۶۸-علی اللهی نورعلی
۱۴-بروجردیان ۶۹-علیدوست سگوند
۱۵-بسطامیها ۷۰-علی محمد خانی
۱۶-بنی اعمامامیر العشایر ۷۱-علی محمدی یا سپهوندها
۱۷-بنی کعب  ۷۲علی مراد خان          
۱۸-بهاروند ۷۳-غلامعلیخان
۱۹-بیرانوند ۷۴-فخر جانی
۲۰بیزنوند ۷۵-فرهاد صارمی
۲۱-پاپی ۷۶-فلک الدین
۲۲-ترک ۷۷-قاجار
۲۳-ترکمان ۷۸-قاجار    دولو
۲۴-جاف ۷۹-قاجار    قوینلو
۲۵-جوانرودی ۸۰-قاید رحمت    کاید رحمت
۲۶-جودکی ۸۱-قبادی
۲۷-جهان سلطانی ۸۲-قرعلیوند
۲۸-جاغروند ۸۳-قشقایی
۲۹-جاواری ۸۴-قلاوند
۳۰-جگنی ۸۵-قلندر حبشی
۳۱-جگنی ۸۶-قیطوطی
۳۲-چواری ۸۷-کاکاوند
۳۳-چهار لنگ ۸۸-کاکولوند
۳۴-حسنوندفرخ جانی ۸۹-کرد
۳۵-حسنوند ۹۰-کرمعلی
۳۶-حسنوندجهان سلطانی ۹۱-کرم علی خان
۳۷-حسنوندفخر جانی ۹۲-کلهر
۳۸-حسین خان ۹۳-کمالوند
۳۹-حیدر خانی ۹۴-کولیوند
۴۰-حیدرخانی بیرانوند ۹۵-کولیویدفرج الهی
۴۱-خوانین حیدری ۹۶-کونانی
۴۲-خوانین زینبی ۹۷-گراوند
۴۳-دالوند ۹۹-گلباغی
۴۴-دریکوند ۱۰۰-گودرزی
۴۵-رازانی ۱۰۱-گودرزی بروجردی
۴۶-زروتی ۱۰۲-لاچینی
۴۷-زندیه ۱۰۳-لرها
۴۸-سادات گوشه ۱۰۴-مافی
۴۹-ساکی ۱۰۵-مال اسد
۵۰-سالور ۱۰۶-متش
۵۱-سگوند ۱۰۷-محمدخانی
۵۲-سگوند رحیم خانی ۱۰۸-مرادعلیوند
۵۳-سگوندعالی خانی ۱۰۹-مردان
۵۴-سلطانی حسنوند ۱۱۰-متعمدی

۱۱۱-ملکی ۱۳۲-یوسفوندکولیوند
۱۱۲-منظمی
۱۱۳-موموند
۱۱۴-موموندهای دلفان
۱۱۵-میر
۱۱۶-میربیک
۱۱۷-میررستم
۱۱۸-میرزاجان
۱۱۹-میرزاوند
۱۲۰-میرططر
۱۲۱-نورعلی
۱۲۲-نورعلی دلفان
۱۲۳-نورمحمدی
۱۲۴-نهاوندی
۱۲۵-والی زاده
۱۲۶-ولدبیگی
۱۲۷-هفت لنگ
۱۲۸-هفت لنگ بختیاری
۱۲۹-همدانی
۱۳۰-هنامی
۱۳۱-یاراحمدی
۱۳۲-یوسفوند

 


 

ازمادتا لر بخش اول

 

ازمادتا لر بخش اول

نقشه ایران بزرگ درزمان مادها وتوسعه ان

مردم قوم ماد وژادشاهان ماد

 طوایف ماد

 
سرزمین ماد 600 پ.م.

مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می گردد که سه طایفه از شش طایفه تشکیل دهندهً اتحاد مادها یعنی بوسیان (کردوخی ها و میتانی ها) ، ستروخاتیان (ساگارتی ها، کرمانجها) وبودیان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه طایفه مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (طایفه نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران ( ری ) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی می کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و  منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف  قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته اند

 سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. مجموعه لشکرکشی های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. و خطر حمله از غرب بوسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد

ماد‌ها پایه‌های نخستین شاهنشاهی (728-550 پ.م.) آریایی‌تباران را در ایران بنیاد نهادند. در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد. امپراتوری ماد در زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.

پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهمترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

 

سرزمین ماد

ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی   بود. سرزمین  فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام و ناحیه امروزی تهران ( ری )،حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان‌، و  را با نام می‌شناختند. پایتخت ماد در گذشته نام داشت که بعدها به تغییر نام داد.

این جا قصر پر شکوه پادشاه ماد است. آستیاک

این جا قصر پر شکوه پادشاه ماد است. آستیاک

این جا قصر پر شکوه پادشاه ماد است. آستیاک - که این روز ها آژی دهاک نامیده می شود - در تخت زیبای خود خفته است. گویی راحت نیست. پهلو به پهلو می شود. عرق می ریزد و ... ناگهان از خواب می پرد. آری ینیس به سویش می شتابد. آستیاگ ناله می کند: درخت! یک درخت... کوروش... وااااااااای!!
- چه دیده اید سرور من؟
: یک درخت. از شکم ماندانا بیرون آمد. او خودش بود... خودش بود!
- چه کسی خودش بود سرور من؟
: کوروش!... کوروش. از شکم ماندانا درختی بر آمد. شاخ و برگ گفسترد و تمام آسیا را فرا گرفت. او کوروش است. فوراً دستور مسمومیت او را صادر کنید. فوراً!


***

اینهم قبر ماندانا ودخترش که بعدها به فارس رفته ودر همان جا

به ملکوت پیوست

جنگهای ماد واشوربخش سوم

جنگهای ماد واشوربخش سوم

جنگ های اشور و کشور ماد

تشکیل سلطنت سراسری مادها در ایران

حمله ماد و نابودی دولت آشور

شکست آشور و فتح شرق لیدیه

جنگ های آشور و ماد

 

 هووخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ششصدچهارده پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، پادشاه بابل در شهر آشور به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ششصد شانزده پ. م. شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ششصددوازده پ. م. تسخیر شد. نیروهای ماد و بابل، پایتخت عظیم آشور را با خاک یکسان کردند و برای همیشه به تاریخ این امپراتوری بزرگ پایان دادند.

مجموعه لشکرکشی های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و بیشتر حملات غارتگرانه بودند. دولت ماننا اتحادیه طوایف  منطقه و خود، از گذشته جزیی از سازمان های حكومتی بودند. دولت ماننا در سده هفتم ق.م. جزیی از دولت بزرگ ماد به شمار می رفت. اخرین لشکرکشی اشور به ماد در سال 702 پ. م. بود. خطر حمله از غرب بوسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بوده اند بوجود آورده است. ماد‌ها پایه‌های نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران را در ایران بنیاد

نهادند.

مجسمه مفرغی یک سرباز ماد وکل کوهی

این دو سنبل پیروزی انان بوده

اکنون این مجسمها در موزه خرم اباد لرستان

وبدلشان در موزه مرکزی می باشند

ظهور پادشاهی ماد

به گفته مورخین یونانی، پس از حملات شدید و خونین آشوریان به مناطق مادنشین، در حدود سال 708 قبل از میلاد، رهبر یکی از قبایل مادی  بوسیله مجلس اتحادیه، به عنوان رهبر قبایل مادی انتخاب شده و وظیفه تشکیل یک دولت مرکزی به عهده وی گذاشته می شود. این رهبر، دیاکو (دیوکس در یونانی) با متحد کردن قبایل پراکنده مادی و برقراری قوانین مختلف، به عنوان اولین رهبر ماد شناخته می شود و اوست که پایتخت خود را در همدان امروز (هنگمتان، همریشه با هنگمن و انجمن، به معنای محل جمع شدن) قرار می دهد.

یکی از کتیبه های آشوری از شخصی به نام  بیست سال قبل از تاریخ انتخابش به عنوان شاه مادها، نام می برد. این شخص آغاز کننده چند شورش برعلیه دولت آشور است که برای خواباندن آنها، حضور شخص امپراتور آشور لازم است. دیاکو و تمام اعضای خانواده اش به تبعید محکوم می شوند و نام او در کتیبه ها دیگر نمی آید. بیست سال بعد، دیاکو به عنوان شاه ماد انتخاب می شود و با پایه گذاری دولت ماد، به عنوان یک دشمن متمرکز آشور، دوباره به صحنه تاریخ بازمی گردد.

 

در این زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد. ماد، اورارتو آشور و سوریه زیر حکومت او قرار داشتند. پادشاهی عیلام که نیم قرن قبل به دست آشوربنی پال نابود شده بود، در دروازه های شرقی اش را به روی قبایل پارس باز کرده بود. پادشاه انشان، پایتخت شرقی عیلام، در این زمان یک پارسی بود و پارسیان دیگر کم کم با جامعه نوعیلامی آمیخته می شدند، اما هم انشان و هم بقیه پارس، خراجگذاران پادشاه ماد بودند.

دولت ماد در کار ایجاد سازمانی گسترده و دقیق و متکی بر نهادهای قدرتمند در زمینه های سیاسی– اقتصادی– نظامی توفیق یافت. دیاکونوف با توجه به سنگ‌نبشته بیستون میگوید که سازمان دولتی و سازمان اجتماعی پارس تحت نفوذ شدید نظامات مادها بوده است.

هووخشتره در کشورش دست به اقدامات عمرانی زد و همزمان قلمرو خود را در شرق به رود جیهون رساند و به زودی پارس و کرمان را نیز ضمیمه کشورش کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. مردمانی که امروزه از تبار مادها به شمار می‌آیند عبارت‌اند از مردم سرتاسر ایران. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.

فرهنگ زبان مادها

فرهنگ زبان مادها

زبان مادی

 

 

زبان مادی زبان مادها بوده است. از این زبان نوشته‌ای در دست نیست و فقط تعدادی واژه در نوشته‌های پارسی باستان و یونانی به جا مانده‌‌اند.از آن جمله‌اند:

wazarka:بزرگ،zba:اعلام کردن،asan:سنگ،miora:مهر.

از زبان‌های ایرانی باستان چهار زبان آن شناخته شده است: مادی، سکایی، اوستایی و پار     باستان. از زبان مادی و سکایی که یکی در غرب ایران و منطقه فرمان روایی ماد و دیگری در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، از جمله بین اقوام پارت و ساکنان سغد، رایج بوده، تنها کلمات و عباراتی درآثار دیگران برجای مانده است. اما از زبان های اوِستایی و پارسی باستان مدارک بسیار در دست است. زبان اوِستایی، گویش مردم اطراف دریاچه هامون در سیستان بوده و زرتشت کتاب خود را به این زبان نوشته است.

به نظر برخی از دانشمندان نظیر خنجی قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند.

راجع‌به زبان مادها و امكان وجود كتابت درمیان آنها به نظر كارشناسان تاریخ ماد مانند تئودور نولدكه زبان مادها به زبان عمومی ایرانیان نزدیك‌تر است تا زبان پارسی ها.

جیمزدارمستتر معتقد است زبان مادها با زبان اوستا مطابق بوده و بی شك زبان تكلمی آنان آریایی بوده است و هم چنین با زبان پارسی ها نیز قرابت و نزدیكی داشته. استرابون معتقد است كه زبان مادها به زبان پارسیان، آریاییان، باختریان و سغدیان شباهت داشته.

این نوشته ها از چند گور به دست امده

بیشتر شبیه خط ایلامی هستند

 

 

خط‌ و كتابت‌ مادها

 

آگاهی در مورد خط‌ و كتابت‌ مادها و اطلاعات‌ درباره‌ فرهنگ‌ آنان‌ كم است‌. در هزاره‌ی‌ اول‌ پیش‌ از میلاد خط‌ و كتابت‌ در سرزمین‌ ماد وجود داشته‌ است‌. فرمان‌ معروفی‌ در دست‌ است‌ كه‌ درسده‌ نهم‌ یا هشتم‌ پیش‌ از میلاد از طرف‌ شاهك‌ آبدادانا خطاب‌ به‌ مردی‌ آشوری‌ به‌ زبان‌ اكدی‌ صادر شده‌ و موضوع‌ آن‌ هبه ی اموال‌ و دادن‌ تسهیلات‌ است‌.

مادها از خود خط‌ و كتابتی‌ داشتند كه‌ از خط‌ اوراتوئی‌ گرفته‌ شده‌ بود و تصور می‌رود خط‌ مزبور یكی‌ از انواع‌ خط‌ میخی‌ بوده‌ باشد. در عین‌ حال‌ در نواحی دریاچه‌ ارومیه‌ خطوط‌ هیروگلیفی‌ نظیر هیروگلیفهای‌ اوراتوئی‌ متداول‌ بوده‌ است‌. این‌ هیروگلیفها بر روی‌ دیس‌ سیمینی‌ كه‌ در زیویه‌ پیدا شده‌ است‌، به‌ چشم‌ می‌خورد. مسلماً آنان‌ در قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد دارای‌ خط‌ و كتابت‌ بوده‌اند، و این‌ خط‌ همانست‌ كه‌ امروزه خط میخی پارسی باستان يا خط‌ هخامنشی‌ ردیف‌ اول خوانده‌ می‌شود، ولی‌ در واقع‌ از لحاظ‌ اصل‌ و منشاء، مادی‌ است‌.

این استدلال كه امپراطوری ماد به عنوان براندازنده قهارترین دولت‌ روی زمین در جهان آن روزگار یعنی دولت آشور در آواخر سده هفتم پیش از میلاد توان كتابت داشته و دارای زبان رسمی بوده است یا خیر بسیار سست پایه مینماید.

وقتی منابع تاریخی از جزییات تمدن و فرهنگ مادها اطلاعات و گزارشاتی را در اختیار پژوهشگران می‌گذارند، طبعا باور این پژوهشگران در این باره كه مادها توان كتابت نداشته و دارای خط نبوده‌اند، جدا سست می‌شود.

هرودت راجع به فرهنگ مادها و چگونگی دقت آنها در اداره امورات كشور و اوضاع اجتماعی و حتی نوع لباس و انواع پوشاك مادها و به ویژه ابزار دفاعی و سلاح‌های جنگیان مادی چنان جزییات را به پژوهشگران معرفی می‌كند كه بی‌تردید باید بخش قابل ملاحظه‌ای از تمدن پارسیان را گرفته یا به ارث برده شده از مادها دانست. به گونه‌ای كه زبان مادها در مقایسه با زبان ایرانیان عصر هخامنشی، به زبان اقوام ایرانی

 نزدیك‌تر است.

 

لرستان در دوران ماد ،هخامنشي ،سلوكي ،و اشكاني

لرستان در دوران ماد ،هخامنشي ،سلوكي ،و اشكاني

كاسيها در دوران حكومتهاي ماد و هخامنشي همچنان استقلال و اقتدار خويش را حفظ نموده و شاهان هخامنشي كه ميخواستند جهت لشگركشي به ساير نقاط سپاهي را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روساي اين قوم باج بپردازند .اسكندر مقدوني هم در هجوم به ايران چون اين طايفه را مطيع نميديد، با قوايي عظيم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسليم كرد .ولي پس از مرگ اسكندر دوباره آزادي خود را باز يافتند .

   

بطور كلي راجع به نفوذ و فرمانروايي مادها و هخامنشيان در لرستان اطلاع زيادي در دست نيست ، ولي سكه هايي از سلوكيه ها و آثار قلعه ها و قبور و تپه ها و چند معبد مهر پرستي از دوره اشكانيان به جا مانده است كه شاخص آنها سكه هايي به دست آمده از اين آثار است ، از آن جمله ميتوان به غار (كوگو )  وقبور اشكاني در دهكده (چمشك)  و ستون سر ستونهاي سنگي از دهستان (تشكن) واقع در بخش چگني اشاره نمود.