لرستان مردمش از کهنترین اقوام واولین حکمرانهای ایران باستان هستند
لران جزو اندک اقوام ایرانی هستند که پراکندگی و محدوده جغرافیایی ایشان به طور کامل در درون گسترده کنونی ایران جای گرفته . این قوم یکی از کهنترین اهالی و ساکنین ایران هستند . اما متاسفانه و به هر دلیل در مورد گذشته ، تبار و ... ایشان لغزشها و پنداشتهای نادرست فراوانی وجود دارد که درجستارهای پیشین و این جستار پیرامون آن سخن می گوییم .
1- بنابر ادله زیر لران ، کرد و یا شاخه ای از اکراد ایران نیستند .
الف ) این که خود لران هرگز چنین نیاندیشیده اند و هرگز چنین گفته ای بر زبان نرانده اند . و حتی از شنیدن چنین گفته ای به خنده می افتند
ب) کردان گروهی از ایرانیان هستند که در چندین کشور(سوریه ، عراق ، ایران ، ترکیه ) پراکنده اند . و اما نکته قابل توجه عدم اشتراکات آنچنانی میان ایشان می باشد . به گونه ای که کردان دارای هیچ گونه پیوستگی فرهنگی و زبانی نیستند برای نمونه : کردان شکاک ارومیه هیچ گاه نمی توانند با زبان و گویش خویش با کردی از اکراد کرمانشاه ، پاوه ، ایلام و یا قصر شیرین به راحتی سخن گویند . و اصولا گویشهای که اکنون در زیر گروه کردی قرار می گیرند تا ان پایه که تفاوت داردند مشترکات ندارند . به گونه ای که شاید بتوان گفت تیره های متفاوت ایشان گاه نمی توانند با دو گویش از زبان کردی با یکدیگر سخن گویند و نا چار به بهره گیری از زبانی دیگر هستند .
این امر حتی در پوشش ، مذهب ، عقاید ، پندارها و آداب و سنن ایشان مشهود است .
و نکته جالبتر اینکه کردان از شهری به شهری دیگر و یا تیره ای به تیره دیگر در کرد بودن دیگران شک دارند و هر تیره و یا شهر تنها خود را کرد دانسته و منکر کرد بودن دیگران می شوند . برای مثال در استان کرمانشاه که یکی از استانهای کرد نشین هم مرز با یکی از استانهای لر نشین (استان لرستان ) می باشد .مردم شهرستانی مانند پاوه ساکنان و اهالی شهر کرمانشاه را کرد نمی دانند و ایشان را جزو فارسها به حساب می آورند . و مردم کرمانشاه نیز چنین دیدی به ساکنان کنگاور دارند . و کنگاوریان نیز چنین دیدی نسبت به شهر کرند غرب و یا اسلام آباد دارند . و همچنین است برای سایر مناطق کرد نشین که هر تیره ، تیره های دیگر ترک ، فارس ، عرب ، لر و ... می دانند.
و اما در برابر ایشان لران که در گستره ای به وسعت 40% از خاک کشور ایران پراکنده اند . چه آنها که در هسته اصلی و خواستگاه این قوم ساکنند(استانهای کهگیلویه و بویر احمد ، چهارمحال بختیاری ، لرستان و بخشهای از استانهای خوزستان ، ایلام ، همدان ،کرمانشاه ، اصفهان ، مرکزی ، فارس و هرمزگان ) و چه آنها که از پایگاه و خواستگاه اولیه لران بدورند [مانند لران ساکنن استان کرمان (که در زمان افشاریه و زندیه به انجا کوچ کرده اند )، یا استان قزوین ، گیلان ، مازندران ، قم ، تهران و یا استان خراسان ] دارای چنان یکدستی و اشتراک فرهنگی ، پوششی ، زبانی ، عقیده ای ، مذهبی ، پندارها ، زبانی و ... هستند که برای مثال یک لر ساکن خرم آباد به راحتی می تواند با یک لر ساکن یاسوج و یا یک لر ساکن استان فارس سخن گوید . و اگر هم چندگانگی های هم وجود داشته باشد آنچان کم است که حتی ممکن است در نگاه اول به نظر نرسد . و جالب اینجاست که همه تیرهای لر در پیوستگی و هم نژاد بودن با سایر لران توافق و هم رای دارند آنچنان که یک لر ساکن شوشتر یک لر ساکن لوشان را کاملا لر می داند . یک لر ساکن پلدختر لرستان نیز هر دوی ایشان و یک لر ساکن ممسنی فارس را مانند خویش لر می داند . و نکته جالب دیگر اینکه پوشش و جامه لران (بدون احتساب جامه برای دوجنس زن و مرد) در تمام مناطق لر نشین بیش از دوگونه لرستانی و بختیاری نیست .
پ ) تاریخچه و پیشینه سکونت و شهر نشینی در مناطق لر نشین بسا پیشتر از مناطق کرد نشین است . چه حتی می توان با تدقیق در آثار به جای مانده از گذشته ای دور می توان رد پاههای فراوانی از لران بدست آورد . مانند لباس و پوشش نگارهای تخت جمشید که تا حدود بسیاری به جامه کنونی لران یکسان است (کلاهی نمدین و جامه ای بلند) اما هیچ نشانی حتی از لباسهای کنونی کردان نیز نمی توان یافت و کلا از کردان کمتریادگاری یافت می شود (یا اگر هست کمی مطالعات و پژوهش و سواد این کهترین بنای چنین پنداری را برایم بوجود آورده ).
ت ) درمورد ژنتیک و شکل ظاهری چهره و اندام نیز لران دارای تلورانس بسیار کمی هستند . اما کردان دارای آنچنان تلورانسی هستند که ادمی در یکی بودن ایشان به شک می افتد .
ث ) در مورد گویش نیز زبان لری جزو گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی است وهم گروه زبانهای همچون فارسی ، کومزاری ، تاتی ، و دوانی و اما زبان کردی جزو گروه شمال غربی زبانهای ایرانی و هم گروه زبانهای مانند سمنانی ، گیلکی ، بلوچی و .. است . این امر خود گواهی دیگر بر دوگانگی لران و زبان ایشان از کردی می باشد . و نکته شگفت انگیز اینکه برای نمونه به مقایسه زبان چهار شهر از دو منطقه لر و کرد نشین می پردازیم . 1 سنندج ، 2 کرمانشاه از مناطق کرد نشین و3 خرم آباد و4 نورآباد ممسنی از مناطق لر نشین . از میان این شهرها 3 و 2 که از دو منطقه لر و کرد نشین هستند بسیار به هم نزدیکند . و شهرهای 1 و4 دارای بیشترین فاصله اند .
قاعدتآ مردمان دو شهر کرمانشاه و خرم آباد که فاصله ای در حدود 200 کیلومتر با هم دارند باید بتوانند 40 % از گفته های یکدیگر را بفهمند اما در عالم واقعیت چنین نیست و ایشان حتی نمی توانند 20% از گفته های یکدیگر را بفهمند . اما شهرهای 3 و 4 که در حدود 400 کیلومتر با هم فاصله دارند دقیقا متوجه گفته های یکدیگر تا 90 % می شوند . و اصولا به یک زبان سخن می گویند . و حال آنکه شهرهای 1 و 2 با حدود 200 کیلومتر فاصله تنها متوجه 60 % از گفته های یکدیگر می شوند . وشهرهای 1 و 3 هم هرگز نمی توانند زبان هم را درک کنند و چنین است برای شهرهای 1 و 2 که هرگز نمی توانند زبان شهر 4 را متوجه شوند . این امر نشان می دهد که تا چه حد شهرهای نامبرده با هم پیوستگی و گسستگی قومی و زبانی دارند .
و البته چیزی که شاید باعث شده است تا چنینی لغزشی در مورد یکسان بودن کردان و لران پیش بیاید شاید همسایگی ایشان با یکدیگر باشد . اما باید دقت داشت که همانگونه که دو همسایه ممکن است از یکدیگر کمک بگیرند و یا از وسایل یکدیگر استفاده کنند . همانگونه هم لران و کردان سالیان سال در کنار هم زیسته اند . و هردوی ایشان به دیده یک همسایه قابل احترام به دیگری نگریسته اند . هر چند ممکن است که برخی اوقات گروههای کوچک از لران و یا کردان به میان قوم دیگر مهاجرت کرده باشند اما هرگز این مهاجرتها آنچنان نبوده که بتواند فرهنگ ، نژاد ، قومیت و... دیگری را تحت تاثیر قرار دهد و گروههای مهاجر هم با تمام وجود در حفظ قومیت خویش و عدم آمیختگی با قوم میزبان کوشیده اند به گونه ای که شاید جزایری بسیار کوچک بوده اند در اقیانوس قوم همسایه و هم این نیز بتوان به راحتی ایشان را تشخیص داد . اما این امر هیچگاه دلیل بر یکی بودن ایشان(کردان و لران ) نیست .
1- بنابر ادله زیر لران ، کرد و یا شاخه ای از اکراد ایران نیستند .
الف ) این که خود لران هرگز چنین نیاندیشیده اند و هرگز چنین گفته ای بر زبان نرانده اند . و حتی از شنیدن چنین گفته ای به خنده می افتند
ب) کردان گروهی از ایرانیان هستند که در چندین کشور(سوریه ، عراق ، ایران ، ترکیه ) پراکنده اند . و اما نکته قابل توجه عدم اشتراکات آنچنانی میان ایشان می باشد . به گونه ای که کردان دارای هیچ گونه پیوستگی فرهنگی و زبانی نیستند برای نمونه : کردان شکاک ارومیه هیچ گاه نمی توانند با زبان و گویش خویش با کردی از اکراد کرمانشاه ، پاوه ، ایلام و یا قصر شیرین به راحتی سخن گویند . و اصولا گویشهای که اکنون در زیر گروه کردی قرار می گیرند تا ان پایه که تفاوت داردند مشترکات ندارند . به گونه ای که شاید بتوان گفت تیره های متفاوت ایشان گاه نمی توانند با دو گویش از زبان کردی با یکدیگر سخن گویند و نا چار به بهره گیری از زبانی دیگر هستند .
این امر حتی در پوشش ، مذهب ، عقاید ، پندارها و آداب و سنن ایشان مشهود است .
و نکته جالبتر اینکه کردان از شهری به شهری دیگر و یا تیره ای به تیره دیگر در کرد بودن دیگران شک دارند و هر تیره و یا شهر تنها خود را کرد دانسته و منکر کرد بودن دیگران می شوند . برای مثال در استان کرمانشاه که یکی از استانهای کرد نشین هم مرز با یکی از استانهای لر نشین (استان لرستان ) می باشد .مردم شهرستانی مانند پاوه ساکنان و اهالی شهر کرمانشاه را کرد نمی دانند و ایشان را جزو فارسها به حساب می آورند . و مردم کرمانشاه نیز چنین دیدی به ساکنان کنگاور دارند . و کنگاوریان نیز چنین دیدی نسبت به شهر کرند غرب و یا اسلام آباد دارند . و همچنین است برای سایر مناطق کرد نشین که هر تیره ، تیره های دیگر ترک ، فارس ، عرب ، لر و ... می دانند.
و اما در برابر ایشان لران که در گستره ای به وسعت 40% از خاک کشور ایران پراکنده اند . چه آنها که در هسته اصلی و خواستگاه این قوم ساکنند(استانهای کهگیلویه و بویر احمد ، چهارمحال بختیاری ، لرستان و بخشهای از استانهای خوزستان ، ایلام ، همدان ،کرمانشاه ، اصفهان ، مرکزی ، فارس و هرمزگان ) و چه آنها که از پایگاه و خواستگاه اولیه لران بدورند [مانند لران ساکنن استان کرمان (که در زمان افشاریه و زندیه به انجا کوچ کرده اند )، یا استان قزوین ، گیلان ، مازندران ، قم ، تهران و یا استان خراسان ] دارای چنان یکدستی و اشتراک فرهنگی ، پوششی ، زبانی ، عقیده ای ، مذهبی ، پندارها ، زبانی و ... هستند که برای مثال یک لر ساکن خرم آباد به راحتی می تواند با یک لر ساکن یاسوج و یا یک لر ساکن استان فارس سخن گوید . و اگر هم چندگانگی های هم وجود داشته باشد آنچان کم است که حتی ممکن است در نگاه اول به نظر نرسد . و جالب اینجاست که همه تیرهای لر در پیوستگی و هم نژاد بودن با سایر لران توافق و هم رای دارند آنچنان که یک لر ساکن شوشتر یک لر ساکن لوشان را کاملا لر می داند . یک لر ساکن پلدختر لرستان نیز هر دوی ایشان و یک لر ساکن ممسنی فارس را مانند خویش لر می داند . و نکته جالب دیگر اینکه پوشش و جامه لران (بدون احتساب جامه برای دوجنس زن و مرد) در تمام مناطق لر نشین بیش از دوگونه لرستانی و بختیاری نیست .
پ ) تاریخچه و پیشینه سکونت و شهر نشینی در مناطق لر نشین بسا پیشتر از مناطق کرد نشین است . چه حتی می توان با تدقیق در آثار به جای مانده از گذشته ای دور می توان رد پاههای فراوانی از لران بدست آورد . مانند لباس و پوشش نگارهای تخت جمشید که تا حدود بسیاری به جامه کنونی لران یکسان است (کلاهی نمدین و جامه ای بلند) اما هیچ نشانی حتی از لباسهای کنونی کردان نیز نمی توان یافت و کلا از کردان کمتریادگاری یافت می شود (یا اگر هست کمی مطالعات و پژوهش و سواد این کهترین بنای چنین پنداری را برایم بوجود آورده ).
ت ) درمورد ژنتیک و شکل ظاهری چهره و اندام نیز لران دارای تلورانس بسیار کمی هستند . اما کردان دارای آنچنان تلورانسی هستند که ادمی در یکی بودن ایشان به شک می افتد .
ث ) در مورد گویش نیز زبان لری جزو گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی است وهم گروه زبانهای همچون فارسی ، کومزاری ، تاتی ، و دوانی و اما زبان کردی جزو گروه شمال غربی زبانهای ایرانی و هم گروه زبانهای مانند سمنانی ، گیلکی ، بلوچی و .. است . این امر خود گواهی دیگر بر دوگانگی لران و زبان ایشان از کردی می باشد . و نکته شگفت انگیز اینکه برای نمونه به مقایسه زبان چهار شهر از دو منطقه لر و کرد نشین می پردازیم . 1 سنندج ، 2 کرمانشاه از مناطق کرد نشین و3 خرم آباد و4 نورآباد ممسنی از مناطق لر نشین . از میان این شهرها 3 و 2 که از دو منطقه لر و کرد نشین هستند بسیار به هم نزدیکند . و شهرهای 1 و4 دارای بیشترین فاصله اند .
قاعدتآ مردمان دو شهر کرمانشاه و خرم آباد که فاصله ای در حدود 200 کیلومتر با هم دارند باید بتوانند 40 % از گفته های یکدیگر را بفهمند اما در عالم واقعیت چنین نیست و ایشان حتی نمی توانند 20% از گفته های یکدیگر را بفهمند . اما شهرهای 3 و 4 که در حدود 400 کیلومتر با هم فاصله دارند دقیقا متوجه گفته های یکدیگر تا 90 % می شوند . و اصولا به یک زبان سخن می گویند . و حال آنکه شهرهای 1 و 2 با حدود 200 کیلومتر فاصله تنها متوجه 60 % از گفته های یکدیگر می شوند . وشهرهای 1 و 3 هم هرگز نمی توانند زبان هم را درک کنند و چنین است برای شهرهای 1 و 2 که هرگز نمی توانند زبان شهر 4 را متوجه شوند . این امر نشان می دهد که تا چه حد شهرهای نامبرده با هم پیوستگی و گسستگی قومی و زبانی دارند .
و البته چیزی که شاید باعث شده است تا چنینی لغزشی در مورد یکسان بودن کردان و لران پیش بیاید شاید همسایگی ایشان با یکدیگر باشد . اما باید دقت داشت که همانگونه که دو همسایه ممکن است از یکدیگر کمک بگیرند و یا از وسایل یکدیگر استفاده کنند . همانگونه هم لران و کردان سالیان سال در کنار هم زیسته اند . و هردوی ایشان به دیده یک همسایه قابل احترام به دیگری نگریسته اند . هر چند ممکن است که برخی اوقات گروههای کوچک از لران و یا کردان به میان قوم دیگر مهاجرت کرده باشند اما هرگز این مهاجرتها آنچنان نبوده که بتواند فرهنگ ، نژاد ، قومیت و... دیگری را تحت تاثیر قرار دهد و گروههای مهاجر هم با تمام وجود در حفظ قومیت خویش و عدم آمیختگی با قوم میزبان کوشیده اند به گونه ای که شاید جزایری بسیار کوچک بوده اند در اقیانوس قوم همسایه و هم این نیز بتوان به راحتی ایشان را تشخیص داد . اما این امر هیچگاه دلیل بر یکی بودن ایشان(کردان و لران ) نیست .
+ نوشته شده در جمعه ششم آذر ۱۳۸۸ ساعت 21:53 توسط آزادي
|